روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
76
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
پنهان كرد . تا به درياى اشكال صورت فرونروى ، به صدف روح مقدس نرسى ، و مثال دل همچون لگن است . و مثال روح چون شمع است كه در خانهء صورت نهاده است ، اگرچه در يك محل است ، همهء خانه به وى روشن است . قوام وجود به سرايت ضوء اوست در جسم از آنچه « 1 » حى است . بلى نه مختلط است ، قايم به ذات خويش است . از دل جسمانى تا دل روحانى مسافتهاست . و از دل روحانى صد هزار دريچه است روح را به حجرهء ملكوت كه بدان حجرهها عجايب غيب و بدايع ملك بيند . و از آن محل به صفات انسانى فيض فرستد . از دريچهء قبض « 2 » انوار توحيد بيند . و از دريچهء بسط صرف تفريد گيرد . و از دريچهء خوف در عين عظمت افتد . و از دريچهء محبت آثار جمال در وى رسد . و از دريچهء شوق به همه چشمى مشاهده بيند . و از دريچهء عشق شراب الفت ستاند . و از دريچهء قدم لطمهء فناش زنند . و از دريچهء ابد به حجلهء بقاش برند . و آن سراى عرصه حق است ، كه با شاهد خويش نرد تحقيق به مهرهء تجريد برد . محل وحى است . خانهء علم است . خزينه « 3 » حق است . بيت سرور است . كنج حزن است . گنج حسن است . طور موسى است . محل تجلى است . ضياء ربانى است . بستان « 4 » جاودانى است . تخمش ايمان است . اشجارش معرفت است . ثمارش محبت است . قفس حكمت است ، داروى مرغ معرفت است . سراى نزول است . بحر عجايب ربوبيت است ، كه در وى هر لحظه از آسمان توحيد لئالى معرفت بارد . درج درج نامهء وحدانيت است . كاروانگاه نفحات هويت است . ملكوت اصغر است . نقاشخانهء مكاشفت است . كارخانهء طراز مشاهدت است . به صورت خرد است ، به صفت بزرگ است . بارگاه امانت حق است . آنچه كون برنتافت او متحمل آن است ، چنان كه
--> ( 1 ) - د : آن ( 2 ) - ج ، د : فيض ( 3 ) - الف ، د : خزاين ( 4 ) - الف ، ب : بوستان